نقد و بررسی فیلم Miss March 2009

بعضی فیلم‌ها نه به خاطر خوب بودنشان، بلکه به خاطر چیزی که آشکار می‌کنند در ذهن می‌مانند. Miss March یکی از آن‌هاست. کمدی سکس خام و اغلب نفرت‌انگیز سال ۲۰۰۹ که زاک کریگر و ترور مور نوشتند، کارگردانی کردند و بازی کردند، امروز بیشتر به‌عنوان نقطه شروع عجیب مسیر کریگر به یاد می‌آید؛ مسیری که بعدها به Barbarian و Weapons ختم شد. اما اگر فقط به امتیاز ۵ درصدی راتن تومیتوز نگاه کنیم، بخش مهمی از داستان را از دست می‌دهیم.

این فیلم درباره دوستی دو مرد جوان است که هر کدام در یک قطب افراطی از نگرش به سکس گیر کرده‌اند. یکی از سکس می‌ترسد و آن را تا حد تقدس بالا می‌برد؛ دیگری آن را به سطح یک بازی بی‌ارزش تقلیل می‌دهد. هر دو راه، به یک اندازه مخرب‌اند. برای اطلاعات کامل فیلم و دانلود می‌توانید به صفحه فیلم Miss March مراجعه کنید.

چرا این فیلم هنوز ارزش بحث دارد؟

Miss March در لحظه‌ای از تاریخ سینمای آمریکا ساخته شد که کمدی سکس نوجوانانه در حال افول بود. American Pie و دنباله‌هایش، Superbad و فیلم‌های Judd Apatow قبلاً مرزها را جابه‌جا کرده بودند. کریگر و مور، که از گروه کمدی The Whitest Kids U’ Know می‌آمدند، سعی کردند همان فرمول را با طنز گروتسک و شوک‌آور ترکیب کنند. نتیجه چیزی شد که منتقدان آن را «یکی از بدترین فیلم‌های ۲۰۰۹» نامیدند.

اما همین شکست، امروز جذاب است. چون فیلم بدون قصد، تناقض‌های عمیق فرهنگ آمریکایی حول سکس، بکارت، شهرت و تصویر زن را روی میز می‌گذارد. پلی‌بوی در این فیلم هم هدف طنز است و هم نوعی بهشت گمشده نوجوانانه. هیو هفنر در نقش خودش ظاهر می‌شود و جمله‌ای می‌گوید که هم احمقانه است و هم به‌طور عجیبی صادق: «در هر زنی یک بانی وجود دارد.»

لایه‌های روانشناختی دو شخصیت اصلی

اوژن (زاک کریگر) پیش از کما، مبلّغ پرشور پرهیز جنسی است. او و دوست‌دخترش سیندی در مدارس راهنمایی سخنرانی می‌کنند. این انتخاب شخصیتی تصادفی نیست. اوژن سکس را به قدری مهم کرده که از آن وحشت دارد. وقتی بالاخره تصمیم می‌گیرند رابطه برقرار کنند، ترس او باعث می‌شود مست کند و از پله‌ها سقوط کند. چهار سال کما، در واقع مجازات روانشناختی او برای ناتوانی در مواجهه با بدن و میل است.

تاکر (ترور مور) دقیقاً نقطه مقابل است. او سکس را به یک رقابت، یک کلکسیون و یک شوخی بی‌پایان تبدیل کرده. او نمی‌تواند با زنان به‌عنوان انسان ارتباط برقرار کند؛ فقط می‌تواند آن‌ها را به عنوان ابژه ببیند. رابطه او با کندیس (مولی استنتون) پر از خشونت کمیک و سوءتفاهم است، چون او اساساً نمی‌داند عشق و تعهد چیست.

خود کریگر و مور در مصاحبه‌ها گفته‌اند که می‌خواستند نشان دهند هر دو افراط — پرهیز افراطی و ولنگاری افراطی — به یک اندازه آسیب‌زننده‌اند. فیلم در این ادعا تا حدی موفق است، اما اجرا چنان خام و اغلب نفرت‌انگیز است که پیام زیر لایه‌های مدفوع، صرع و جوک‌های آلت تناسلی گم می‌شود.

نگاه کارگردانان و زبان بصری

کریگر و مور برای اولین بار پشت دوربین نشسته بودند. فیلم حس اسکچ‌کمدی تلویزیونی را دارد که به زور به فرمت سینمایی کشیده شده. دوربین اغلب فقط صحنه را ثبت می‌کند؛ به‌ندرت روانشناسی می‌سازد. صحنه‌های جاده، مهمانی‌های پلی‌بوی و درگیری با آتش‌نشان‌ها بیشتر شبیه دنباله‌ای از gagهای جداگانه هستند تا یک روایت یکپارچه.

با این حال، لحظاتی وجود دارد که فیلم ناخواسته چیزی واقعی را لمس می‌کند. صحنه مواجهه اوژن با سیندی در عمارت پلی‌بوی، جایی که او او را به خیانت متهم می‌کند و سیندی فاش می‌کند که پول مدلینگ را برای پرداخت هزینه‌های بیمارستانی او فرستاده، یکی از معدود لحظات احساسی فیلم است. در این لحظه، فیلم برای چند دقیقه از شوخی‌های نوجوانانه فاصله می‌گیرد و نشان می‌دهد که «مرکز تا شدن» بودن لزوماً به معنای خیانت نیست.

نماد پلی‌بوی و فرهنگ شهرت

پلی‌بوی در Miss March هم رؤیای نوجوانانه است و هم یک ماشین تولید تصویر. سیندی از دختر پاک و مبلّغ پرهیز به Miss March تبدیل می‌شود. فیلم هرگز واقعاً به درون ذهن او نفوذ نمی‌کند. او بیشتر یک هدف است تا یک شخصیت. این یکی از بزرگ‌ترین نقاط ضعف فیلم و در عین حال یکی از صادق‌ترین بازتاب‌هایش از نگاه مردانه به زن در آن دوران است.

حضور هیو هفنر و جمله معروفش درباره «بانی درون هر زن» می‌توانست طنزی هوشمندانه درباره فلسفه پلی‌بوی باشد. اما فیلم آن را به‌عنوان یک نصیحت عاقلانه ارائه می‌دهد. اینجاست که خودآگاهی فیلم می‌لنگد. منتقدان درست می‌گفتند: فیلم بیشتر یک فانتزی تحقق‌یافته نوجوانانه است تا نقد آن فانتزی.

پایان فیلم و معنای آن

هشدار اسپویل

پایان فیلم آینه‌ای از شب پروم است. اوژن و تاکر دوباره مشروب می‌خورند و اوژن بالاخره با سیندی همبستر می‌شود. این بار هم بدنش او را لو می‌دهد. فیلم با یک gag نهایی درباره بیدار کردن بیمار کما با چوب بیسبال تمام می‌شود. این پایان، هم دایره‌ای است و هم نشان‌دهنده آن است که شخصیت‌ها واقعاً تغییر عمیقی نکرده‌اند. اوژن هنوز با بدن خود مشکل دارد؛ تاکر هنوز در حال یادگیری است.

در سطحی عمیق‌تر، پایان می‌گوید که «وسط» سالم بین دو افراط وجود دارد، اما فیلم هرگز آن وسط را نشان نمی‌دهد. فقط ادعا می‌کند که وجود دارد.

تأثیر فرهنگی و میراث فیلم

Miss March در گیشه شکست خورد و منتقدان آن را خرد کردند. اما امروز، با موفقیت‌های بعدی زاک کریگر، این فیلم به یک سند تاریخی تبدیل شده است. کریگر بعد از این شکست و مرگ تراژیک ترور مور در ۲۰۲۱، به وحشت روانشناختی روی آورد. بسیاری معتقدند درد و خشم ناشی از آن سال‌ها در Barbarian و Weapons رسوب کرده است.

فیلم همچنین آخرین حضور سینمایی هیو هفنر پیش از مرگش بود. در سال ۲۰۰۹، پلی‌بوی هنوز نماد قدرت فرهنگی بود؛ امروز بیشتر یک نوستالژی است. Miss March ناخواسته لحظه‌ای از افول آن فرهنگ را ثبت کرده است.

جمع‌بندی انتقادی

Miss March فیلم خوبی نیست. جوک‌هایش اغلب نفرت‌انگیز، ساختارش شلخته و نگاهش به زنان سطحی است. اما دقیقاً به همین دلایل، سندی جالب از یک لحظه خاص در تاریخ کمدی آمریکایی و نقطه شروع یکی از کارگردانان مهم وحشت معاصر است. اگر آن را به‌عنوان یک اثر سینمایی قضاوت کنیم، شکست می‌خورد. اگر به‌عنوان یک آینه شکسته از ترس‌ها و فانتزی‌های مردانه نگاه کنیم، هنوز چیزهایی برای گفتن دارد.

برای کسانی که می‌خواهند خود فیلم را ببینند و قضاوت کنند، صفحه فیلم Miss March اطلاعات کامل و لینک‌های دانلود را در اختیار دارد.

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید!

  1. umer23Dauct
    umer23Dauct

    Hello.

    Good luck 🙂